ابو القاسم گرجى
71
ادوار اصول فقه
بنا بر آنچه من قرائت كردهام برادرش « رضى » در سه قصيده او را به سه دختر تهنيت گفته « 1 » و به وفات دو دختر او را تعزيت . « 2 » بعد مىگويد : ممكن است دختر سوم همان باشد كه زنده ماند و چنانكه صاحب رياض العلماء گفته است : زنى فاضله و جليله بوده و از عموى خود كتاب « نهج البلاغة » را روايت كرده است و بنا بر آنچه « قطب راوندى » در آخر شرح خود بر نهج البلاغة آورده شيخ « عبد الرحيم » بغدادى معروف به « ابن الاخوة » از او روايت مىكرده است . « 3 » ليكن پوشيده نماند كه اگر آنچه صاحب ادب المرتضى از خود گفته صحيح باشد ، آنچه به روضات الجنات نسبت داده كه انساب الطالبين دو دختر به سيّد مرتضى نسبت داده قطعا صحيح نيست زيرا منقول از انساب الطالبين نسبت دو دختر ( زينب و خديجه ) به پدر شريف مرتضى است نه به خود او ( مراجعه شود ) . استادان سيّد مرتضى : مورّخان ، جماعتى از اعلام قرن رابع در فنون مختلفه را برشمردهاند كه سيّد نزد آنان درس مىخوانده و يا از آنان روايت مىكرده است كه ذيلا نام عدهاى از آنان ذكر مىشود : 1 - « عبد الرحيم بن نباتة الخطيب » متوفّى در سال 374 كه در علوم ادب و صناعت و خطابه ، امام و استادى ماهر بوده « 4 » و « مرتضى » و برادرش « رضى » در كودكى شاگردى او مىكردهاند . « 5 » صاحب « ادب المرتضى » در اين نسبت تشكيك مىكند و مىگويد : من ترجيح مىدهم كه استاد ، ابن نباته سعدى شاعر باشد نه خطيب زيرا خطيب ، حلبى و اهل « ميافارقين » بود و تا آنجا كه من فحص كردهام به بغداد نيامده ولى « ابن نباته سعدى » معاصر مرتضى بوده و اغلب ايام زندگى را در بغداد گذرانده است و از لحاظ ادب به پايهاى بود كه ممكن است « مرتضى » در كودكى شاگردى او كرده باشد . وى در سال 327 متولّد شده و در 405 وفات يافته است و ممكن است كلمهء « خطيب » ، اشتباهى از قلم
--> ( 1 ) - ديوان رضى ج 1 ، ص 359 و 462 و 251 ( 2 ) - ديوان رضى ، حرف الباء . ( 3 ) - ادب المرتضى ص 80 نقل از رياض العلماء نسخه خطى آقا شيخ آقا بزرگ ص 670 . ( 4 ) - ابن خلكان ج 2 ، ص 331 . ( 5 ) - روضات الجنات ، ص 375 و 376 ط ايران چاپ دوم .